برو بچه های ارزشی
اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً
بزرگترین منبع کدهای جاوا اسکریپت
گل سرخ12 - *آوای ققنوس*
سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
پاتوق کتاب فردا
*آوای ققنوس*
قالب های وبلاگ آمادهدایرکتوری وبلاگ های ایرانیانپارسی بلاگپرشین یاهو
[ و گفته‏اند حارث بن حوت نزد او آمد و گفت چنین پندارى که من اصحاب جمل را گمراه مى‏دانم ؟ فرمود : ] حارث تو کوتاه‏بینانه نگریستى نه عمیق و زیرکانه ، و سرگردان ماندى . تو حق را نشناخته‏اى تا بدانى اهل حق چه کسانند و نه باطل را تا بدانى پیروان آن چه مردمانند . [ حارث گفت من با سعید بن مالک و عبد اللّه پسر عمر کناره مى‏گیرم فرمود : ] سعید و عبد اللّه بن عمر نه حق را یارى کردند و نه باطل را خوار ساختند . [نهج البلاغه]
به قلم: *فونیکس*:: 86/12/5:: 10:32 عصر

شعرعشق

ماجرای عشق و دیوانگی

در زمانهاى بسیار قدیم وقتى هنوز پای بشر به زمین نرسیده بود فضیلت ها و تباهی ها همه جا شناور بودند
آنها از بی کاری خسته و کسل شده بودند.روزی همه فضایل و تباهی ها دور هم جمع شدند خسته تر و کسل تر از همیشه.ناگهان ذکاوت ایستاد و گفت: بیایید یک بازی بکنیم، مثلاً قایم باشک
همه از پیشنهاد او شاد شدند.دیوانگی فوراً فریاد زد:من چشم می گذارم از آنجایی که هیچکس نمی خواست به دنبال دیوانگی بگردد، همه قبول کردند او چشم بگذارد دیوانگی جلوی درختی رفت و چشمانش را بست و شروع به شمردن کرد :1، 2 ،3
لطافت خود را بر شاخ ماه آویزان کرد،خیانت داخل انبوهی از زباله ها پنهان ....شد،اصالت در میان ابرها پنهان شد، هوس به مرکز زمین رفت،طمع در داخل کیسه ای که خودش دوخته بود مخفی شد دیوانگی مشغول شمردن بود:79 ،80.همه پنهان شده بودند به جز عشق که مردد بود و نمی توانست تصمیم بگیرد جای تعجب هم نیست می دانیم که پنهان کردن عشق مشکل است
در همین حال دیوانگی به پایان شمارش رسید: 95 ،96
هنگامی که دیوانگی به 100 رسید عشق پرید و در بین یک بوته گل سرخ پنهان شد دیوانگی فریاد زد:دارم می آیم
اولین کسی که پیدا کرد تنبلی بود زیرا تنبلی،تنبلیش آمده بود پنهان شود لطافت را یافت که به شاخ ماه آویزان بود،دروغ ته چاه،هوس در مرکز زمین یکی یکی را پیدا کرد به جز عشق
او از یافتن عشق ناامید شده بود
حسادت در گوشش زمزمه کرد که تو فقط باید عشق پیدا کنی واوپشت بوته گل رز است
دیوانگی شاخه ی چنگگ مانندی را از درخت کند و با شدت زیاد و هیجان زیادی آن را در بوته فرو کرد دوباره،دوباره تا با صدای ناله ای متوقف شد عشق از پشت بوته بیرون آمد با دست هایش صورت خود را پوشانده بود و از میان انگشت هایش قطرات خون بیرون می زد شاخه ها به چشمان عشق فرو رفته بودند او نمی توانست جایی را ببیند،او کور شده بود
دیوانگی گفت:من چه کردم،چه کردم چگونه می توانم تو را درمان کنم؟
عشق گفت:تو نمی توانی مرا درمان کنی اگر می خواهی کاری انجام کنی راهنمای من شو
و از آن روز است که عشق کور است و دیوانگی همواره همراه او ...



  • کلید واژه : دست نوشته های من


  • لیست کل یادداشت های این وبلاگ

    112211:کل بازدید
    63:بازدید امروز
    75:بازدید دیروز
    پیوندهای روزانه
    فونیکس کیه؟
    *آوای ققنوس*
    هستم یا نیستم

    یــــاهـو

    لوگوی خودم
    *آوای ققنوس*
    لوگوی دوستان


















































    لینک دوستان

    عاشق آسمونی
    ابوحامد
    یادداشتها و برداشتها
    روانشناسی آیناز
    خط سوم
    بهونه های بارونی
    موعود
    رنگارنگه
    نگاهی به اسم او
    شب و تنهایی عشق
    نور
    خط بارون
    شریعت پاینده
    کوله پشتـــــــــــــــــــــی
    برو بچه های ارزشی
    آرامش جاویدان در پرتو آموزه های اسلام
    بندیر
    عاشق دلباخته
    امیدزهرا
    نازی
    عشق من هیچ وقت تنهام نزار
    دکتر علی حاجی ستوده
    کشکول
    آوای قلبها...
    انا مجنون الحسین
    السلام علیک یا امام الرئوف
    آخرین منجی
    اسلحه پر
    بیا تو حالشو ببر
    خلاقیت
    اختلالات روانی اضطراب خشم افسردگی...
    دوست داشتنی ها
    دهشک(ده اشکانیان)
    سرگیجه
    سرگیجه
    دیــار عـاشقـان
    وبلاگ خودرازیباترازانچه که هست کنید
    نامه ی زرتشت
    ● باد صبا ●
    نیار یعنی آرزو
    سلطان عشق
    کابووس
    مسیح اندیمشک
    پرواز
    موتور سنگین ... HONDA - SUZUKI ... موتور سنگین
    (جزر و مد)
    صدرا
    شهید محمدهادی جاودانی (کمیل)
    برای خدا و تنهایی هام
    انتظار
    به سوی حقیقت
    گل یخ
    شیفته
    نـو ر و ز
    کلبه تنهائی من
    Lovely
    ??? در جستجوی عشق برتر ???
    یوسف
    desperado bug
    ترنم باران
    جوکستان ، اس ام اس ، جوک ، لطیفه ، طنز ،jok+sms
    ساغر
    به خود آییم و بخواهیم،‏که انسان باشیم...
    سینا گیتاریست
    سودای مهتاب
    نوکران مولا
    حرف و حدیث های دو مهندس
    سپیدار
    امیر امینی
    رقص در غبار
    دل مجنون
    حسین اکبری
    چون دلارام می زند شمشیر...............سر ببازیم ورخ نتابیم
    . این وبلاگو همینطوری لینک کردم
    امین
    هرگز عاشق نشو

    تست خودکار سرعت اینترنت شما
    شمیم یار
    غزه
    غزه را آزاد کنید
    لعنت بر ما
    از رهبر چه می دانید ؟

    فریاد بی صدا
    دسته بندی یادداشت ها
    دست نوشته های من[45] . سیاسی[2] . رهبرم[2] . غزه[2] . عید[2] . ولادت . وظیفه . مولانا . مذهبی . فلسطین - غزه . شعر . خیلی خواندنی . خدا . خبر روز . خبر . پزشکی . آموزش . gazza .
    بایگانی
    گل سرخ 1
    گل سرخ 2
    گل سرخ3
    گل سرخ4
    گل سرخ5
    گل سرخ 6
    گل سرخ7
    گل سرخ8
    گل سرخ9
    گل سرخ10
    گل سرخ11
    گل سرخ12
    گل سرخ13
    گل سرخ14
    گل سرخ15
    گل سرخ16
    گل سرخ17
    گل سرخ18
    گل سخ 19
    گل سرخ 20
    گل سرخ 21
    گل سرخ 22
    گل سرخ23
    گل سرخ24
    گل سرخ 25
    خرداد 89
    تیر 89
    شهریور 89
    اسفند 89
    فروردین 90
    تیر 90
    مرداد 90
    شهریور 90
    دی 90
    آبان 90
    اسفند 90
    دی 91
    اشتراک
     

    وب سایت ختم قرآن مجید