برو بچه های ارزشی
اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً
بزرگترین منبع کدهای جاوا اسکریپت
گل سرخ4 - *آوای ققنوس*
سفارش تبلیغ
صبا
*آوای ققنوس*
قالب های وبلاگ آمادهدایرکتوری وبلاگ های ایرانیانپارسی بلاگپرشین یاهو
حکمت به درون انباشته از خوراک وارد نمی شود . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
به قلم: *فونیکس*:: 87/4/1:: 3:29 عصر

شاید این مصاحبه واسه خیلیا که مثه خودم گیتار رو دوست دارن تکراری باشه ولی واسه خودم جالب بودم « برای اونهایی که تاحالا نخوندنش»گیتار عشقگیتار عشقگیتار عشق

 

در ضمن سایت لیلی افشار توی لینکهای من هست دوست داشتید نگاهی بندازیدbooorooobooorooobooorooo

 

 

 

لیلی افشار :توصیف شده توسط واشنگتن پست به عنوان ؛عالی-بی عیب و نقص .از سالهای کودکی شروع به فراگیری گیتار نمود و پس از پایان هنرستان موسیقی در سال 1356 به آمریکا عزیمت نمود او لیسانس خود را در رشته موسیقی از کنسرواتوار موسیقی بوستون و فوق لیسانس را در نوازندگی گیتار لز کنسرواتوار موسیقی نیوانگلند اخذ نموده است. ایشان اولین خانم نوازنده گیتار می‌باشند که موفق به دریافت دکترا در رشته موسیقی و گیتار شده‌اند.

از چه سنی گیتار را شروع کردید و چه چیزی باعث شد که این ساز را برای نوازندگی انتخاب کنید؟

من از سن 10 سالگی شروع به نواختن گیتار و یادگیری آن پرداختم . از خانواده ای علاقمند به هنر موسیقی ودر خانه ای که همیشه آوای ساز و موسیقی در آن طنین انداز بود وبالاخص موسیقی کلاسیک و اینکه چگونه علاقمند به این ساز شدم این بود که یک روز من صدای گیتار کلاسیک را شنیدم و فوری به این ساز دل باختم و به پدرم گفتم و ایشون فرداش برای من گیتار کلاسیک خرید و معلم گرفت وتا امروز مشغول نواختنم و در این بین پدرم خیلی تشویقم کردند خودشون هم ویلن و پیانو را بسیار عالی مینواختند و خیلی تشویقهای و راهنمایی های ایشان برای من مهم و ارزشمند بود و بسیار بر من تاثیر داشت و تشویقشونم این بود که پشتکار داشته باش تا به سطح جهانی برسی


آیا آموخته های شما در داخل کشور کافی بود ؟

وقتی که رسیدم به امریکا سطحم بد نبود ولی باید خیلی کار میکردم یعنی معلم گفتش که باید خیلی کار کنی و ساعتهای بسیاری که شاید به بیش از ?? ساعت میرسید تمرین میکردم تا به سطح بالایی از نوازندگی برسم


برترین گیتاریست زن جهان در سال 2000اولین دارنده مدرک دکترای نوازندگی گیتار کلاسیک در جهان چه احساسی دارید؟

احساس میکردم که حقم بود برای اینکه خیلی کار کردم تا به اینجا برسم و میدونید خیلی به این فکر نکردم که آیا میبرم یا نمیبرم دکترا را با همین ایده کار کردم دلیلشم اینه که دنیای هنر و موسیقی از اون چیزهاست که آدم وقتی روش کار مینه لذت میبره-از انجام کار و پشتکارش و توجهی به بردن یا نبردن ندارد


تز دکترای شما در چه زمینه ای بود؟

روی نقاشی های گویا و قطعات گیتار تدسکو که روی نقاشی های گویا نوشته شده

اند به نام Caprichos de Goya و اینها تا حالا ضبط نشده بودند و هیچ کسی روش تحقیق نکرده بود تدسکو اومد این نقاشی ها رو دید و رو برای هرکدوم یه قطعه گیتار نوشت که ?? قطعه میشود بنابراین این نقاشی ها برای تدسکو نقش مهمی رو ایفا میکردند و من اومدم تحقیق کردم که برای این نقاشی چرا یک گاووتgavotte نوشته یا برای دیگری بورهBourree بخاطر همین باید با کار گویا بیشتر آشنا میشدم پس تاریخ دوران گویا و سبک اون دوران را مطالعه کردم و از طرفی باید تحقیق میکردم تدسکو در چه مرحله ای بوده وقتی قطعات رو مینوشته و اون وقت نوبت تجزیه و تحلیل قطعات میرسید در کل هم نقاشی بود و هم موسیقی و گیتار


داشتن تحصیلات اکادمیک برای یک نوازنده تا چه حدی حایز اهمیت است و چه نقشی میتواند در فعالیتهای او ایفا نماید ؟

بنظر من حسن خوب دانشگاه رفتن اینه که در همونجا میتونید هارمونی - سلفژ- کنتر پوان و … یاد بگیرید و همراه با گیتاریستهای دیگه (گروه نوازی) بزنید و کار گروهی را تجریه کنید - با سازهای دیگر آشنا بشوید با نوازندگان سایر سازها آشنا بشوید و با آنها بزنید کلاسهای آنها را بروید کسی که این کار را نکنه تنهاست و بایدبصورت پراکنده یاد بگیره واز طرفی استانداردی بالایی هست آدم باید بهش برسه و باید نمره خوبی هم بگیرید بنابراین هر کلاسی را بایدبا موفقیت بگذراند و کلاسها ی مختلفی هم باید بره و با موریسین های مختلف آشنا بشه و در این دوره وزمونه اگه کسی تک و تنهایی بخواهد گیتاریست بزرگی بشود کار بسیار سختی هست وتنهایی نمیشود

باید اصل و نسبی داشته باشه اینکه با چه کسی درس خوانده در سیستم آموزشی آنجا اینکه استاد شما چه کسی بوده وکجا درس خوانده اید اهمیت دارد و داشتن مدرک دانشگاهی معتبر بسیار ارزشمند است و از طرفی گرفتن مدرک تحصیلی بسیار سخته براحتی نمیشه مدرک گرفت و در امریکا زندگی از طریق تدریس در میاد تا اجرای کنسرت…کنسرت گاهی پیش میاد گاهی نمیاد اما تدریس در دانشگاه همیشه هست و برای زندگی هم راحت تر است و میتوان با آسودگی خاطر به سایر فعالیتها از قبیل کنسرت پرداخت.


در چند سالگی دکترا گرفتید ؟

در 29 سالگی و در همان سالها بود که کار در دانشگاه ممفیس رو گرفتم


آیا کار با ارکستر را هم داشته اید یا فقط تکنوازی؟

بله اجراهای بسیاری داشتم مثلا اجرای کنسرتو آرانخوئز که حدود ?? بار اجرا کردم


از چه سالی شروع به فعالیت در ایران نمودید؟

6 سال پیش به دعوت وزارت ارشاد اومدم و یادمه آقای آیوازیان خیلی کمک کردند که اولین کنسرتم را اجرا کنم و مستر کلاس هم دادم و از اون ببعد هم که با استقبال بسیاری روبرو شد و تا امروز ادامه دارد اما بصورت مستقل که شامل اجرای کنسرت و همچنین برگذاری مستر کلاس میباشد


وضعیت نوازندگی گیتار کلاسیک در یاران را چگونه ارزینبی می نمایید؟:

وضعیت گیتار در اینجا متغیر است یکنواخت نیست بعضی ها خیلی ضعیفند بعضی ها کمی قویترند چیزی که خیلی کمه فهم موسیقیه و گاها چیزهایی میشنیدم که شاخ در می آوردم!! چون تو این ?? سال این حرفها رو نشنیده بودم که همچین طرز تفکری وجود دارد که باید برفرض باخ اینجوری زده شود ! و همشم غلط واشتباه بود! واون موقع خیلی شوکه میشدم و حتی گاهی اوقات نتی که میاوردند نقص های بسیاری داشت و اکثرا باید انگشت گذاری ها رو عوض میکردم و در حال حاضر سعی میکنم قطعاتی جالب با تنظیمات خوب بیارم ولی در مجموع نسبت به ? سال پیش وضعیت نوازندگی گیتار کلاسیک بسیار بهتر شده است


مهمترین مشکل و ضعف که در مستر کلاسها و در بین نوازندگان وجود داشت چه بود ؟

مهمترین مشکل عدم فهم و درک کافی از موسیقی هست: فهم موسیقی که شناخت صحیح ریتم هست هارمونی و سلفژ باید بدونید و غیره

یک نوازنده باید بدونه که با یک ملودی چیکار بایدکرد؟ و لی متاسفانه میبینم که گاهی اوقات حتی یک کادانس معمولی هم نمیدانند . چون همش تقلید از نوازنده های دیگر کردند این تقلید اصلا خوب نیست اما درک میکنم چرا اینکار رو میکنند چون خودمم اینجا بزرگ شدم و میدونم چه محدودیت هایی وجود داره الانم که بر میگردم خیلی از اون محدودیت ها هست و تنها چیزی که دارند همون سی دی هاست و میرند گوش میدن و همونو تقلید میکنند مثلا میگن جولیان بریم اینطوری زده یا جان ویلیامز اونطوری زده خلاصه کسی نیست که بهشون فهم موسیقی بده مثلا بگه بیا این قطعه رو بیا تجزیه تحلیل کنیم


اینجا جملش اینجوری میشه اون یکی جمله اونجوری میشه اینجا میرسه به کادانس و …. میدونی … و کسی این کار رو نمیکنه و همه بدون فکر میزنند و بنابراین میرند سی دی گوش میدند چون نمیدونند با یک قطعه چی کار کنند انگشت گذاریهاشو یاد میگیرند ریتمش تا اونجا که میتونند و یاد میگیرند ولی کسی نیست این بنا و پایه رو بگه اونه که مشکله و برای هر موزیسینی یکی از ارکان هست که بتونه یک قطعه رو تعبیر بکنه اینه که من سعی دارم این فهم موسیقی رو بهشون آموزش بدم و بهشون یاد میدم که بجای تقلید و این قبیل کارها برین اصل و مفهوم قطعه رو پیدا بکنید وسپس تجزیه تحلیل کنند تا بتونند یک قطعه رو تعبیر کنند


یک نوازنده گیتار کلاسیک باید چه معلوماتی در زمینه موسیقی داشته باشد؟

یک نوازنده گیتار کلاسیک باید موزیسین باشه بعدا گیتاریست باشه و این نکته ای بود که پدرم همیشه به من گوشزد میکرد که اول باید موزیسین بود بعد گیتاریست و این چیزی که من میبینم همه گیتاریست هستند ولی موزیسین نیستند !

بنابراین موزیسین بودن یعنی چی ؟ یعنی هر قطعه که جلوی شما میزارند یا هر قطعه ای که میشنوی باید بفهمی همین!همانند یک قاضی دادگاه که باید بتونه فوری تصمیم بگیره یک موزیسین خوب هم باید راحت و با علم درست بتونه یک قطعه رو بصورت کامل تجزیه وتحلیل کنه پس باید تاریخ موسیقی و تئوری و هارمونی و..بدونه و در عمل و در هنگام اجرای قطعات اونها روپیاده کنه


نقش و اهمیت تکنیک در نوازندگی گیتار ؟

خوب بسیار مهم است .خوبه یک گیتاریست تکنیک تمیزی داشته باشه - و برای اجرای یک قطعه یک سری تکنیک هایی نیاز است باید اون رو به بهترین شیوه اجرا کنیم انجام دهیم بطور کلی یک نوازنده هر کاری که موسیقی از اون بخواهد برای اجرای قطعه باید بتواند اجرا کند


باید سرعت بالایی داشته باشد باید گام و آرپژ را با سرعت خوبی بزنه و.. ولی اینها برای چی هست؟همه برای اجرای قطعه و ارائه موسیقی هست یعنی تکنیک در خدمت موسیقیه پس موسیقی اوله و تکنیک هم اون پشت باید باشه و بالابردن تکنیک صرف درست نیست …در هر درسی مانند آموزش پیانو که به بچه ها میدهند هم آموزش موزیکالیته هست هم تکنیک چون تکنیک خیلی خشک هست چقدر میشه گام زد؟ ماشین که نیستیم ..احساس داریم و واصلا تکنیک صرف آدم رو افسرده میکنه !میشه آدم یک ساعت تکنیک (مثل گام ) بزنه اما باید بعدش بدنبال موزیکالیته باشه و قطعه بزنه


شرط شرکت در مستر کلاسهای شما و اینکه علاقمندان باید در چه سطح از نوازندگی باشند تا در کلاسهای شما حضور یابند ؟

هر چه سطح بالاتر بهتر اما من به همه درس میدم و از اونها نیستم که فقط بگم عالی ها رو میخام برای اینکه خیلی از اون عالی ها مشکلات و مسائل تکنیکی اولیه توشون هست و من باید راجع به اونها هم صحبت بکنم و اصلا یه وقتهایی به قطعه نمیرسیم و من باید نیم ساعت روی یک میزان یا یک چیز تکنیکی و یا موزیکالیته کار کنم


در اینصورت حتی اگر اون شاگردهای تازه کار کرده هم بیان یکی چیزی یاد میگیرند از نظر تکنیکال و موزیکالیته و ترجیح میدم از همون اول بیان تا نسبت به خیلی از موارد آگاه بشوند تا اینکه بعدا دیر بشه و یکی دو چیز غلط بهشون داده بشه و یا هیچ وقت چیزی نشنیده باشن وبعد با تعجب و بهت با مسائل برخورد کنند بنابراین برای من فرق نداره بیانو 2-3قطعه آسون یا حتی یه اتود سور یا کارولی هم بزنند من درسشون میدم برای اینکه خیلی چیزها میتونم کمک بدم تا مطمئن بشم تکنیک و موزیکالیتشون درست


و نحوه انتخاب قطعه برای اجرا ؟

قطعه ای که بتوانند راحت جلوی من بزنند نه قطعه ای که زیادی براشون سخت باشه که اصلا نتونن از اول تا آخر بزنند و نه قطعه ای خیلی آسون که اصلا هیچ چیزی قابل بحث و توجه براشون نداشته باشه یه قطعه ای که هم بتونند بزنند و هم کلی در موردش سوال داشته باشند و یک مدرس باید خوب باید بتونه تکنیک رو تجزیه تحلیل کنه و اشکالات یه هنرجو رو بگیره و حوصله هم داشته باشه تا ضعف هر یک از شاگردهاشون بشناسه و بدونه نقاط ضعف و قوتشون کجاست

چه معیاری برای شناخت یک نوازنده در سطح بین المملی و یا انتخاب برای دادن جایزه ای مانند گرمی ( مانند دیوید راسل ) وجو دارد ؟و همچنین نحوه انتخاب شما بعنوان نوازنده برتر زن در سال 2000 ؟

جایره گرمی از طریق رای اعضایی که آلبومی به بازار ارائه کرده اند انجام میگیرد - در سراسر آمریکا- ( از جمله خود بنده ) که میتوانند عضو

Recording Academy

بشوندو ما میتونیم رای بدیم و از طرفی دیگر فروش بالای سی دی ها نیز ملاکی برای انتخاب بهترین هست چون خیلی ازمردم و موزیسین ها به آن گوش دادند پس رای بیشتری می آورند و مال من که جایزه گیبسون رو بعنوان بهترین نوازنده زن در سال ????بردم از طرف تمامی نقدهای موزیک مجله های آمریکا بود

اونا به من رای دادند و باید در هر کشوری نقد روزنامه خوب داشته باشه و اونجوری شهرت پیدا میکنه ودر آمریکا منتقد ها خودشون اغلب موزیسین هستند و موسیقی رو خوب میشناسند و خیلی هاشون درس خوانده اند و دارای تحصیلات بالا در زمینه موسیقی میباشند


از اجرای اخیری که در ایران داشتید راضی هستید و استقبال در چه حدی بود؟

بله خیلی استقبال شد و عالی بود و در این ? اجرای اخیر سعی کردم کار های جدیدی ارائه بدهم بعنوان مثال ? تا قطعه جدیدی از رضا والی و گری ایستر که آهنگساز آمریکایی که روی مرغ سحر نوشته و قطعه گذر از رضا والی که ربع پرده در اون وجود داره اینا رو عرضه کردم بعلاوه اجرای قطعات جدید دیگر و اینا برای من خیلی مهم بود که تمهای ایرانی و جدید ارائه کنم که با استقبال خیلی خوبی هم از طرف مردم روبرو شد


از صحبتهای شما و همچنین قطعاتی که اسم بردید بنوعی میشه گقت که به موسیقی ایران هم علاقمندید؟

خیلی علاقه دارم برای همین هم دارم سه تار یاد میگیرم از طریق صفحه و نوارهای و کتابهایی که تهیه کردم و حتی بخاطر زدن این ربع پرده هایی که در قطعه رضا والی هست مجبور شدم یعنی ایده خودم بود اومدم سه تا فرت در دسته گیتار گذاشتم -در جاهای بخصوص -که بتونم این ربع پرده ها رو بزنم مثلا لاکرن و می کرن رو میتونم الان بزنم در حالیکه قبلا نمیتونستم و مونده بودم چه جوری روی گیتار موسیقی ایرانی رو بزنم و حالا که میبینم میشه ممکنه حتی بیشترم اضافه کنم


در مورد دو قطعه گذر و مرغ سحر میتوانید بیشتر توضیح دهید؟

من همیشه دلم میخواست قطعه از سراسر دنیا میزنم اما قطعه ایرانی نداشتم بغیر از ? قطعه محلی که خودم تنظیم کردم ( که در آلبوم اولم هست) ولی دوست داشتم قطعه از ایران هم در سالنهای جهانی برم برای همین از رضا والی خواستم که یک قطعه برای من بنویسند با ملودی ایرانی که در دستگاه نوا شروع شده و یک مقداری با کارهای غربی ترکیب شده ولی بیشتر قطعه بر روی دستگاه نوا نوشته شده بنوعی موزیک مدرن در دستگاه نوا که خیلی جالب هم هست

و در مورد قطعه دوم /من آهنگ مرغ سحر رو از بچگی خیلی دوست داشتم از مرتضی نی داوود که از یک آهنگسار آمریکایی بنام گری آیستر خواستم که برای من یک قطعه بنویسندبصورتی که ملودی ملودی مرغ سحر در اون بکار رفته باشد و خود ایشون هم خیلی دلش میخواست موسیقی ایرانی رو یاد بگیره و پژوهش بکنه و در کالیفرنیا پیش چندین نوازنده تار و سه تار رفت وبه موسیقی انها گوش داد

و همچنین نوارهای مختلف در زمینه موسیقی اصیل ایرانی که درمجموع باعث شد که یک فانتزی رو مرغ سحر بنویسه که موسیقی غرب و شرق رو با همترکیب نمود و قطعه ای شد با نام فانتری مرغ سحر که این دو قطعه هم در سی دی آینده ام خواهد بود


انگیزه از تنظیم  قطعه ایرانی و آیا آهنگسازان آنجا از این کارها استقبال کرده اند؟

خیلی استقبال شده بود اولا یادمه من در کالیفرنیا یه کنسرت داده بودم بعد اومدن به من گفتم چرا شما قطعه از سراسر دنیا میزنم چرا ایرانی نمیزنید ؟و بعد به این فکر افتادم که چرا قطعات ایرانی نمیزنم ؟!

ایران اینقدر در موسیقی قوی هست بعد نشستم و اون لالایی معروف رو تنظیم کردم که یادمه بعد از یک کنسرت یک خانومی با اشک اومد پشت صحنه بخاطر این لالایی که من زدم و خیلی روش اثر گذاشته بود برای همین تصمیم گرفتم یک سری قطعات محلی دیگر هم تنظیم کنم که روهم شد ? تا این قطعات را هم از قدیم میشناختم :

گل گندم - لیلا لیلا- لالایی - جان مریم –دارنه جان/ عزیز جون

و مردم هم خیلی دوست دارند

و آهنگسازها و نوازندگان گیتار خیلی از این ? قطعه ایرانی خوششون میاد و همچنین از قطعه والی و آیستر هم که استقبال خوبی شد و براشون چیز جدیدی هست و بطور کلی علاقمندند به کسانی که کار جدیدی ارائه میدهند


لیلی افشار نوازنده ای که به سطح بالایی از نوازندگی رسیده هست و دارای اعتبار بالای در سطح جهان میباشد در حال حاضر پیشرفت خود را در چه چیزی میبیند؟

من هنوز خیلی کارار دارم که بکنم مثلا همین کار کردن با این آهنگسازها و تشویق کردنشون که موسیقی ایرانی را برای گیتار بنویسند البته به زبان خودشون این مثلا یه چیز جدید و هر چقدر من بیشتر ایران میاد من دلم میخواد بیشتر بشناسم این آهنگساز ها رو و تشویقشون کنم این کار رو بکنم فعلا هر کاری که کردم در آمریکا بوده و لی این یک بعد جدیده و فکر میکنم نقش منه و وظیفه منه ومن باید این کار رو انجام بدم چون من صحنه های جهانی گیتار میزنم

میتونم موسیقی ایران رو ببرم آهنگسازهای ایرانی رو معرفی کنم رو صحنه های جهانی و سازهای ایرانی حتی سه تار هم بزنم چون در امریکا حتی سه تار رو هم نمیشناسند میگند سیتار! بنابراین احساس مسوولیت میکنم که اینها رو عرضه کنم دلم میخواد سطح گیتار کلاسیک رو در ایران ارتقا بدهم …دلم میخواد متد گیتار بنویسم وخیلی کارهای دیگر که باید انجام بدم


در کنسرت امسال اکثر قطعات انتخابی مدرن بودند آیا دلیلی داشتید و بنوعی نشاندهنده علاقه و گرایش شما به موسیقی مدرن نیست؟

درسته… من گرایشم بیشتر به اونه چون با آهنگسازهای عصرمون دارم کار میکنم وبیشترشون مدرن هست ولی موریک مدرنم مثل موسیقی الانه چون قدیما اگه میگفتیم موسیقی مدرن فکر میکردند اشتوکهاوزن هست!

الان موسیقی مدرن اینقدر با ملودی شده که دیگه نمیشه گفه موسیقی مدرن انگار داره بر میگرده به گذشته و الان بیشتر گرایش به موسیقی ملل های مختلف هست مثلا من یک قطعه زدم ازیک آهنگساز ترکی از عاشق ویصل این قطعه اصیل ترکی بود اونجا میزدن و من با گیتار زدم این قطعه مدرنه اما در اصل یک قطعه محلی هست!

اما کلا بنده گرایشم به موسیقی مدرن ولی اینقدر در این موسیقی مدرن تنوع زیاده که انگار آدم داره از یک قرن به قرن دیگه ای میره یا والی که خیلی مدرن تره ولی در دستگاه نوا هست و یا قویون بابا که پر است از ملودی یعنی مخلوطی از قدیم و جدید بجای اجرای برنامه باروک رنسانس بزنم این بیشتر برای من تنوع داره و حتی برای تماشاچیان


من در دوران تحصیلم همه این قطعات باروک رنساس و.. زدم و در رپرتوارم هم دارم ولی الان وقت اینه که آدم الان پژوهش کنه کار با آهنگسازها و و استفاده از موسیقی ایرانی با موسیقی غربی

چون تمام قطعات باخ و.. ضبط شده و در سی دی های قبلیم هم این کارها را انجام دادم ولی الان فکر میکنم بهتره کارای جدید رو بزنم


وتقاوت برروی صحنه و در استودیو چه قدر هست ؟

شما برروی صحنه آزاد هستید اینقدر به قطعه فکر کردید که در هنگام اجرا رها هستید و گاهی اوقات یک سری ریسک هایی رو در هنگام اجرای انجام میده و حتی آکوستیک سالن و انرژی که تماشاچیان به شما میدهند اما در استودیو باید کار بی نقص و تمیز باشد


بیان و بنوعی احساس در یک قطعه وجود دارد این حس چگونه بدست می آید و نحوه بیان آن در یک قطعه چگونه است ؟

من تنها قطعاتی رو میزنم که خیلی دوست دارم چون موقع تحصیلم اینقدر در کنکورهای مختلف گیتار شرکت کردم و یه سری چیزهایی که خوشم نمیومد مجبور بودم بزنم گفتم که دیگه دکترا رو گرفتم آزادی کامل داشتم باشم

بنابراین هر قطعه ای رو که میزنم یه اثری رو من داره که خوشم میاد ازش و از اون و اون تاثیر اولبه خیلی مهمه که چرا یک قطعه رو داری میزنی؟ و یه زمانی هست که از یک قطعه فقط از یک میزانش خوشت میاد و همین باعث میشه که کل قطعه رو بزنه

ولی همون تاثر اولیه هست که در شخص نفوذ میکنه و سپس باعث میشه که در کل قطعه این تاثیر رو پیاده کنه و باد بدونی اهنگساز چی میخواسته بگه و باید سعی کنیم تا مفهم رو برسونی و کلا بعد از یک مدتی که خیلی قطعه رو میزنید یک قطعه پخته میشه و در حال حاضر هم هیچ عجله ای ندارم

پشت سر هم سی دی بدم برای اینکه باید این قطعات پخته بشوند مثلا همین والی یا آیستر و میدونم این قطعات رشد میکنند ویکی دیگر ازموارد بسیار مهم وو سختترین کار! برای یک نوازنده دانستن قصد و نیت آهنگساز واین یکی از ارکان وپایه های یک موریسین خوب میباشد


اما کارهای آینده؟

دارم روی آلبوم جدیدم کار میکنم برای اینکه طول میکشه تا مدتی قطعه جا بیفته و بعبارتی به پختگی برشد و عمده کار بیشتر قطعات شرقی خواهد بود و همیشه سعی میکنم یک چیز تازه عرضه کنم و این گرایش و تفکر بعد جدیدی هست در زندگی هنری من که واردش شدم


 

 

 

 



  • کلید واژه : دست نوشته های من

  • به قلم: *فونیکس*:: 86/10/21:: 12:14 عصر

    سرتو بذار رو شونم

    [Dm]سرتو بذار [C]رو شو[Bb]نه هام [Am]خوابت بگی[C]ره

    بذار تا [Bb]آروم [Am]دله بی [Gm]تابت [Bb]بگی[Dm]ره

    بهم نگو [C]از ما [Bb]گذشته [Am]دیگه دی[C]ره

    حتی من از [Bb]شنید[Am]نش [Bb]گریم میگی[Dm]ره

    [Dm]بذار رو سینم سرت[Bb]و [Dm]چشمای خی[Am]س و [C]ترتو

    بذار تا سیر نگات کنم [Bb]بو بکشم [Am]پیرهنتو

    [Dm]بغل کن و بچسب به[Bb]م [Dm]بکش دوبا[Am]ره دست [C]بهم

    جز تو کسی رو ندارم [Bb]نزدیکتر از [Am]نفس بهم

    [Dm]سرتو بذار [C]رو شو[Bb]نه هام [Am]خوابت بگی[C]ره

    بذار تا [Bb]آروم [Am]دله بی [Gm]تابت [Bb]بگی[Dm]ره

    بهم نگو [C]از ما [Bb]گذشته [Am]دیگه دی[C]ره

    حتی من از [Bb]شنید[Am]نش [Bb]گریم میگی[Dm]ره

    ( وقتی چشات [C]خوابش [Bb]میاد [C]آدم غماش [Bb]یادش [Am]میاد

    [Dm]یه حالتی [C]تو چش[Bb]ماته که عشق [C]خودش باهاش [Dm]میاد )  2بار

    [Dm]سرتو بذار [C]رو شو[Bb]نه هام [Am]خوابت بگی[C]ره

    بذار تا [Bb]آروم [Am]دله بی [Gm]تابت [Bb]بگی[Dm]ره

    بهم نگو [C]از ما [Bb]گذشته [Am]دیگه دی[C]ره

    حتی من از [Bb]شنید[Am]نش [Bb]گریم میگی[Dm]ره



  • کلید واژه :

  • به قلم: *فونیکس*:: 86/10/21:: 11:28 صبح

    گیتار عشق من

    مطالبی رو در باب گیتار گذاشتم به علت ایمیل های مکرر دوستانم

    گیتار به صورت پوزیسیونی (بخش بخش) تدریس می شود. در واقع روش پوزیسیونی موجب می شود که حرکات اضافی دست روی دسته تا حد امکان حذف شود و در اصطلاح دست روی دسته زیاد بالا و پایین نرود و در عوض دست ثابت مانده و نتهای مختلف بروی سیمهای مختلف واقع در یک بخش از گیتار (پوزیسیون) انتقال یابد.

    پوزیسیون اول گیتار شامل 4 فرت اول گیتار می باشد که شامل 18 نت می شود. دقت کنید که در این پوزیسیون انگشت اول برای گرفتن نتهای فرت اول و انگشت دوم برای گرفتن نتهای دوم و به همین ترتیب انگشتهای سوم و چهارم نیز برای گرفتن فرتهای سوم و چهارم بکار می روند. طبق شکل زیر :

    نحوه انگشت گذاری در پوزیسیون اول :

    به پوزیسیون اول گیتار مادر یا اصلی نیز می گویند ؛ چون اجرای قطعات زیادی در این محدوده امکان پذیر است.

    نتها روی سیم گیتار در پوزیسیون اول :

    مشاهده نتهای پوزیسیون اول روی خطوط حامل

    نکات :

    [ یاد آوری نام نتها : دو = C   ،   ر = D   ،   می = E   ،   فا = F   ،   سل = G   ،   لا = A   ،   سی = B ]

     در سیم 6 ؛ سیم آزاد نت E ، فرت اول نت F و فرت سوم نت G را نشان میدهد.

    در سیم 5 ؛ سیم آزاد نت A ، فرت دوم نت B و فرت سوم نت C را نشان میدهد.

    در سیم 4 ؛ سیم آزاد نت D ، فرت دوم نت E و فرت سوم نت F را نشان میدهد.

    در سیم 3 ؛ سیم آزاد نت G و فرت دوم نت A را نشان میدهد.

    در سیم 2 ؛ سیم آزاد نت B ، فرت اول نت C و فرت سوم نت D را نشان میدهد.

    در سیم 1 ؛ سیم آزاد نت E ، فرت اول نت F ، فرت سوم نت G و فرت پنجم نت A را نشان میدهد.



  • کلید واژه :

  • به قلم: *فونیکس*:: 86/5/24:: 12:40 صبح

    پس از ارائه مقالاتی در زمینه اصول ابتدایی و بنیادین در نوازندگی گیتار همچون استیل صحیح در نوازندگی و غیره اینبار به سراغ تکنیکها دست راست میرویم . ضربات آپویاندو وتیراندو شاید در نگاه اول این تکنیک ها ساده بنظر می آید ولی بدون هیچ اغراقی باید گفت بسیاری از مشکلات وضعف های موجود در نوازندگی از عدم اجرای صحیح این دو تکنیک میباشد.

    ۱- ضربه ی تکیه ای ( آپویاندو )
    ۲- ضربه ی آزاد ( تیراندو )
    با انگشتان i - m - a - p

    ۱- ضربه ی تکیه ای :

    آپویاندو (apoyando)

    آپویاندو یعنی ضربه زدن به روش تکیه ، بدین معنی است که وقتی انگشت ضربه را بر روی سیم وارد میکند باید بلافاصله بر روی سیم مجاور تکیه داده شود و تا زمانی که انگشت دیگر و یا خود آن بخواهد بر سیم ضربه وارد کند میبایست در همان مکان باقی بماند و همین که انگشت دیگر ضربه خود را وارد کرد باید انگشت اول را حرکت داده و سیم مورد نظر را به ارتعاش درآورد. این عمل برای حرکت دو انگشت همانند راه رفتن پاها صورت میگیرد.
    ضربه ی تکیه ای در حقیقت ارتعاش سیم را به داخل صفحه ی صوتی هدایت می کند و ار نظر فیزیکی باعث رزنانس (تشدید) بیشتر در داخل گیتار می شود. به همین دلیل است که عموما در ضربه ی تکیه ای صدایی پر طنین به گوش می رسد .

    نکته: ضربات آپویاندو را میتوان بسیار آرام نیز نواخت و مهم مقدار فشاری است که شما بر سیم وارد مینمایید:

    - و بازهم تاکید میشود فشاری که شما برای ایجاد ضربه ایجاد میکنید از بند اول شما نشات میگیرد

    وضعیت دست :
    مفصل بزرگ که عامل اصلی ضربه به شمار می آید باید در امتداد سیم های بم ( بالاتر ) قرار گیرد . برای مثال اگر شما بخواهید سیم اول را بزنید ، مفصل بزرگ باید بالای سیم دوم یا سوم قرار گیرد.

    حرکت دست :
    اگر چه تمام مفاصل انگشتان حرکت می کنند اما اصلی ترین آن مفصل بزرگ است که سرچشمه ی رانش انگشت می باشد . این مفصل انگشت را به طرف داخل دست حرکت می دهد .

    برای هر ضربه سه اصل کلی وجود دارد :
    ۱- استیل و قرار گیری دست راست ( آماده سازی ) : در این مبحث، به دنبال پیدا کردن مکان مناسب برای فرود آمدن انگشتان و کم کردن صدای نا خوشایند هستیم .

    ۲- فشار : در اثر فشاری که به سیم وارد می کنیم سیم کمی جابه جا می شود . هر چه بیشتر سیم را بکشیم ، سیم بیشتر نوسان پیدا می کند و صدای تولید شده افزایش می یابد .

    ۳- رها سازی : در هنگام رها سازی ، خصوصآ در ضربات آپویاندو ، انگشت به سیم بالایی تکیه می کند ولی تکیه ی ضرباتی که انگشت شست اجرا می کند روی سیم پایین خواهد بود .

    ۲-ضربه ی آزاد ( تیراندو ) :
    تیراندو یعنی ضربه زدن به روش آزاد ، وقتی که انگشت ضربه را بر سیم وارد کرد تا حدی بالاتر از سیم حرکت میکند و مجدداً در مقابل سیم قرار میگیرد تا دوباره وارد عمل شود.در این حالت باید دقت داشت که انگشتها بیش از حد ازسیمها فاصله نگیرند.

    اصولآ در ضربه ی آزاد وضعیت دست همانند ضربه ی آپویاندو عمل می کند با این تفاوت که انگشت بر روی سیم بالایی تکیه نمی کند .
    بعد از ضربه زدن به روی سیم ، انگشت به طرف کف دست حرکت می کند

    نکته:
    همانطور که ذکر شد در اجرای ضربات تیراندو انگشتان باید نزدیک سیم ها قرار گیرد یعنی شما ضربه میزنید و سریعا به جای اولیه خود برمیگردید
    اما عده ای از اساتید در تدریس ابتدایی ضربه تیراندو برای اینکه هنرجو درک کند که ضربه از مفصل اول ایجاد میشود تاکید میکنند پس از زدن ضربه انگشت به داخل کف دست برده شود ( بصورت اغراق شده ) طوری که نوک انگشتان کف دست را لمس کند .

    هرچند این روش بسیار خوبی است تا هنرجو متوجه این امر شود که ضربات تیراندو را باید از مفصل ابتدایی بنوازد چون در غیر این صورت با استفاده از مفصل - بند دوم انگشت ضربه شما صدایی بد خواهد داشت و همچنین قدر کافی برای اجرای ضربات پرقدرت ندارد.

    دانلود کنید

    اما ایرادات بسیاری نیز بر آن وارد است
    -1 سرعت عمل را در اجرای قطعات در مراحل پیشرفته تر میگیرد
    2- فشار بیش از حد بر روی انگشتا ن در تنیجه انقباضات عضلانی
    پس شاید بتوان عنوان کرد که بهتر است تنها گاهی اوقات از این نوع تمرینات استفاده شود تا شخص در آینده دچار مشکلات تکنیکی و جسمی نشود.

    ضربه شست :
    نکته مهم در اجرای ضربات شست این است که انگشت از مفصل اول حرکت کند و از خم کرد بند دوم برای اجرا پرهیز شود. وبرای اجرای ضربات تیراندو شست صحیح ان است تا سیم را به پایین و کمی داخل بکشیم نه اینکه سیم را به بیرون بکشیم

    اما در اجرای ضربات شست در کلاسیک وفلامنکو تفاوت بسیاری وجود دارد :

    در فلامنکو شست تقریبا با تکنیک تکیه ( آپویاندو) به سیم ضربه میزند . ضربه با قسمت گوشتی نوک شست زده میشود و پس از اینکه نت نواخته میشود شست روی سیم پایینی قرار گرفته و به آن تکیه میکند. نکته مهم اینست که در فلامنکو برای ضربه به سیم از چرخش مچ استفاده میکنیم

    و زاوبه ای که دست راست برای ضربه p ایجاد میکند با زاوبه دست راست نوازندگان گیتار کلاسیک تفاوت دارد . و این مورد نیز یکی از تفاوتهای عمده در این . همچنین در قطعات مختلف ضربات شست نقش بسیار مهمی را در اجرای صحیح قطعه از نظر دینامیک و موزیک بازی میکند. و استفاده از شست در تکنیک دمپ -خفه کردن صدای باس - نیز در گیتار کلاسیک وبا توجه به استیل صحیح آن نقش مهمی را ایفا میکند.

    در حالیکه استفاده از ضربات شست در فلامنکو و بصورت آپویاندو بسیار معمول است بالاخص در تکنیک آلزاپوا.
    برای شناخت بیشتر از تفاوتها دو کلیپ آموزشی زیر را دانلود کنید:

    اسکار هررو - فلامنکودانلود کنید

    دانلود کنید کانن گایزر - کلاسیک

    نکات:
    1=
    -گاهی اوقات در هنگام اجرای ضربات آپویاندو و تیراندو انگشت کوچک دست راست که آنرا x مینامیم ناخودآگاه با بالا میرود و موجب تنش عضلانی میشود.
    هرچند این مورد شاید برای بسیاری اهمیت ندارد اما بعد از مدتی این مشکل در آینده شما را دچار مشکلات عدیده ای خواهد کرد. یکی از مواردی که در مستر کلاس ها نوازندگان بعضا خوب گیتار مواجه بودند خستگی های زودرس در دست راست در هنگام آرپز و نواهتن پاسازهای سرعتی بود که یکی از دلایل آن همین رعایت نکردن این موضوع از ابتدای نوازندگی بود.

    راه حل در هنگام اجرای ضربه a سعی کنید انگشت x خود را همراه با آن به حرکت در آورید و اجازه ندهید مسیری بر خلاف انگشت a طی کند.

    دانلود کنید

    2=

    نوازندگان حرفه ای گیتار کلاسیک میدانند که جنس صدایی که توسط ضربات آپویاندو و یا تیراندو ایجاد مینمایند چه اهمیت بسیاری دارد . این نکته در سطوح بالای نوازندگی نمایان است .

    مهترین تفاوت میان نوازنده گیتار کلاسیک و فلامنکو را میتوان از جنس ضرباتی که به سیم ها میزنند میباشد.
    یک نوازنده کلاسیک همیشه بدنبال ایجاد ضربات با جنس های مختلف است - ضربات تو پر - نرم - تیز و رسا و غیره.

    با دیدن این 2 کلیک تفاوت میان نواختن ضربات در کلاسیک و فلامنکو را متوجه خواهید شد:

    اولین اجرا از فردریک هند و واقعا در این اجرا میتوان دید زاوبه دست و انگشتان با سیمها چه نقش عمده ای را در دادن جنس صدای محتلف دارا میباشد.
    دانلود کنید

    اجرای ضربات آپویاندو توسط اسکار هررو استاد برجسته فلامنکو - به استیل دست راست و نحوه نواختن و جنس صدای ایجاد شده توجه کنید:

    دانلود کنید

    اما این تفاوت نواختن در دوسبک نقصی برای هیچ کدام نیست . چرا که نوازنده هر سبکی باید موسیقی آن سبک را بیان نماید در کلاسیک به یک صورت و در فلامنکو به صورت دیگری و مثلا نه نوازنده فلامنکو میتواند قطعات کلاسیک را با بیان و شخصیت و صدای کلاسیک بیان کند و نه نوازنده گیتار کلاسیک میتواند آن لهجه مورد نظرگیتار فلامنکو را بیان نماید . مهم داشتن تکنیک نیست بلکه فضای فکری و روحی این سبکها کاملا با هم جداست و بصرف داشتن تکنیک مناسب نمیتوان در هر دوسبک به پیشرفت حقیقی رسید هرچند میتوان ادعای آنرا نمود!

    در مطالب آتی به سراغ دیگر مباحث بنیادین در نوازندگی گیتار خواهیم رفت .و بازهم ذکر میشود این مقالات تنها جنبه تکمیلی را دارا میباشد. و سعی شده است از منابع استاندارد و بروز گیتار استفاده شود. و همچنین تجربیات اطلاعات و تجربیات شخصی بنده در در زمینه تدریس گیتار کلاسیک .

    منابع :
    آموزش گیتار کلاسیک - اسکات تننت
    آموزش گیتار کلاسیک - فردریک هند
    آموزش گیتار کلاسیک - کانن گایزر
    تکنیک های گیتار کلاسیک- مترجم فرزاد دانشمند
    آموزش گیتار فلامنکو - اسکار هررو-مترجم فرزاد امیرانی
    و اینترنت



  • کلید واژه :

  •    1   2      >


    139179:کل بازدید
    15:بازدید امروز
    22:بازدید دیروز
    پیوندهای روزانه
    فونیکس کیه؟
    *آوای ققنوس*
    هستم یا نیستم

    یــــاهـو

    لوگوی خودم
    *آوای ققنوس*
    لوگوی دوستان


















































    لینک دوستان

    عاشق آسمونی
    روانشناسی آیناز
    نگاهی به اسم او
    آوای قلبها...
    ابوحامد
    شب و تنهایی عشق
    یادداشتها و برداشتها
    رنگارنگه
    بندیر
    نور
    خط سوم
    بهونه های بارونی
    موعود
    خط بارون
    شریعت پاینده
    کوله پشتـــــــــــــــــــــی
    برو بچه های ارزشی
    آرامش جاویدان در پرتو آموزه های اسلام
    عاشق دلباخته
    امیدزهرا
    نازی
    عشق من هیچ وقت تنهام نزار
    دکتر علی حاجی ستوده
    کشکول
    انا مجنون الحسین
    السلام علیک یا امام الرئوف
    آخرین منجی
    اسلحه پر
    بیا تو حالشو ببر
    خلاقیت
    اختلالات روانی اضطراب خشم افسردگی...
    دوست داشتنی ها
    دهشک(ده اشکانیان)
    سرگیجه
    سرگیجه
    دیــار عـاشقـان
    وبلاگ خودرازیباترازانچه که هست کنید
    نامه ی زرتشت
    ● باد صبا ●
    نیار یعنی آرزو
    سلطان عشق
    کابووس
    مسیح اندیمشک
    پرواز
    موتور سنگین ... HONDA - SUZUKI ... موتور سنگین
    (جزر و مد)
    صدرا
    شهید محمدهادی جاودانی (کمیل)
    برای خدا و تنهایی هام
    انتظار
    به سوی حقیقت
    گل یخ
    شیفته
    نـو ر و ز
    کلبه تنهائی من
    Lovely
    ??? در جستجوی عشق برتر ???
    یوسف
    desperado bug
    ترنم باران
    جوکستان ، اس ام اس ، جوک ، لطیفه ، طنز ،jok+sms
    ساغر
    به خود آییم و بخواهیم،‏که انسان باشیم...
    سینا گیتاریست
    سودای مهتاب
    نوکران مولا
    حرف و حدیث های دو مهندس
    سپیدار
    امیر امینی
    رقص در غبار
    دل مجنون
    حسین اکبری
    چون دلارام می زند شمشیر...............سر ببازیم ورخ نتابیم
    . این وبلاگو همینطوری لینک کردم
    امین
    هرگز عاشق نشو

    تست خودکار سرعت اینترنت شما
    شمیم یار
    غزه
    غزه را آزاد کنید
    لعنت بر ما
    از رهبر چه می دانید ؟

    فریاد بی صدا
    دسته بندی یادداشت ها
    دست نوشته های من[45] . رهبرم[2] . سیاسی[2] . عید[2] . غزه[2] . فلسطین - غزه . مذهبی . مولانا . وظیفه . ولادت . شعر . gazza . آموزش . پزشکی . خبر . خبر روز . خدا . خیلی خواندنی .
    بایگانی
    گل سرخ 1
    گل سرخ 2
    گل سرخ3
    گل سرخ4
    گل سرخ5
    گل سرخ 6
    گل سرخ7
    گل سرخ8
    گل سرخ9
    گل سرخ10
    گل سرخ11
    گل سرخ12
    گل سرخ13
    گل سرخ14
    گل سرخ15
    گل سرخ16
    گل سرخ17
    گل سرخ18
    گل سخ 19
    گل سرخ 20
    گل سرخ 21
    گل سرخ 22
    گل سرخ23
    گل سرخ24
    گل سرخ 25
    خرداد 89
    تیر 89
    شهریور 89
    اسفند 89
    فروردین 90
    تیر 90
    مرداد 90
    شهریور 90
    دی 90
    آبان 90
    اسفند 90
    دی 91
    اشتراک
     

    وب سایت ختم قرآن مجید