علاقهمندي ها
+
آزادگي و زير بار ذلت نرفتن و تن با ظالم ندادن درسي است كه امام حسين عليه السّلام در ميدان نينوا در روز عاشورا به جهانيان آموخت و در جملههاى تاريخى و ماندگارش فرمود: «ألا و إنّ الدّعي بن الدّعي قد تركني بين السلّة و الذلّة و هيهات له ذلك هيهات منّى الذلّة ابى اللّه ذلك لنا و رسوله و المؤمنون و حدود طهرت و حجور طابت، أن نؤثر طاعة اللّئام على مصارع الكرام»، «آگاه باشيد مرد آلوده، فرزند آلوده، مرا در ميان شمشير و ذلّت مخيّر ساخته است. هيهات كه من ذلّت را بپذيرم و او به مقصد خويش برسد خداوند و رسولش و مؤمنان و نياكان پاك دامن و مادران پاكيزه، از اين ابا دارند كه اطاعت لئيمان را بر قربانگاه بزرگواران ترجيح دهيم».«» اين كه آيات قرآن كرارا مؤمنان را به صبر و استقامت دعوت مىكند، در واقع براى همين است. در آيه 214 بقره مىخوانيم: « أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ، وَ الضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ
مَتى نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِي
*فونيكس*
88/1/15
*فونيكس*
كل ارض كرب و بلا و كل يوم عاشورا
+
چقدر فرق است ميان دو عمل !! عملي كه لذت وخوشي ان ميگذرد و رنج وعذاب ان ميماند ! وعملي كه رنج و زحمت ان ميرود و سرور و شادي و پاداش ان ميماند !؟ حضرت امام علي عليه السلام
+
هــر چــقــدر هــم نــيــشــتــ را تــا بــنــاگــوش بــاز كــنــے ...
چــشــمــهـــايــتــ نــشــان مــيــدهــد...
چــقــدر غــمــگــيـــنــے ..
.

♥يک زوج خوشبخت
91/11/12
+
عملكرد مديريت فرهنگي شهرداري تهران در اكثر موارد با انتقادهايي همراه بوده، بهطوري كه در جريان جشنهاي نيمه شعبان نيز برنامههاي نامناسبي به نام امام زمان(عج) در برخي از محلات تهران اجرا شد.
ديروز شاهد رقصيدن زرتشيان بوديم امروز مراسم آب پاشي که يکي جشنهاي ارامنه هست در پاركهاي تهران به صورت علني !! كه در تصاوير مربوط ميبينيد؟ چشم پوشي تا کجا؟ تا كي بگوييم شهدا شرمنده ايم! (تصوير پارك آب و آتش)

*فونيكس*
90/5/12
ممنون عزيز دردمند، بايد به اين نكته توجه كرد كه ظاهراً سنگرهاي ارزش دارند يكي پس از ديگري به دست قواي فرصت طلب از دست مي روند البته با همدستي مسوؤلان و گاه با هزينه از بيت المال مردم مسلمان. حيف!
+
سوپر استار هاي شما کداميک هستند؟

يك سبدعاطفه
90/2/5
+
همراه شو عزيز...

ساقي رضوان
89/5/30
+
الهي، رجب بگذشت و ما از خود نگذشتيم تو از ما بگذر

بادكنك سبز
89/4/22
موافقم مي نوش خانم . عجب حرفي زذي.دمت گرم البته اين را هم بگم كه من اول اون وري هستم بايزيد. يعني بعدا گويامثل حر انگار ادم ميشم وبرميگردم وباز هم البته تا پايان ماه صفر. ودوباره بازي از نو شروع ميشه.
+
عيد مبعث رسول الله بر تمامي مسلمانان جهان مبارك باد. امسال چه زيبا شده اين جشن ها شنبه اي با عيد مبعث آغاز و پنج شنبه اي با ميلاد امام حسين (ع) به اتمام ميرسد...بيشترين استفاده را مي توان از اين يك هفته برد.هر كس سيم ارتباطيش با خدا وصل شد ياد تمامي دوستان اين جا باشد./در وبلاگ حرف دل با شعري از خودم به روز هستم خوشحال ميشم تشريف بيارين./يا علي

دكتررحمت سخني Dr.Rah
89/4/19
روز مبعث، روز برانگيختن خردهايي است که در تابوت خُرافه گرايي، هوس پرستي و جهل پيشگي دفن شده بود. روز مبعث روز تولّد عاطفه هاست؛ عاطفه هايي که در رقص شمشيرها زخمي مي شد و در جنگل نيزه ها جان مي باخت. آن روزها، دخترکان معصوم، به جاي آغوش گرم مادر، در دامان سرد خاک مي خفتند. جوانان بلندقامت، در جنگ جهالت ها، جان به بارش تيرها مي دادند و زنان بي پناه، در بند اسارت مي زيستند.
آه که چه خارهايي به پاي بشريّت مي خليد و چه زخم هايي دل عاطفه ها را مي خَست.
روز مبعث، روز مرگ قساوت ها و شرارت ها بود؛ روز مرگ کرامت هايي که به پاي بت ها قرباني مي شد؛ روز مرگ جهل و شرک و پرستش هاي ناروا بود.
فرشته اي از طرف خدا، مأمور شد آياتي چند به عنوان طليعه و کتاب هدايت و سعادت، براي امين قريش بخواند تا او را به کسوت نبوّت مفتخر سازد. آن فرشته جبرئيل و آن روز، روز مبعث بود. در آن روز فرشته اي با لوحي فرود آمد و آن را در برابر او گرفت و به او گفت: «بخوان». او از آن جا که درس نخوانده بود، پاسخ داد من توانايي خواندن ندارم.
فرشته وحي دوباره او را به خواندن فرا خواند ولي همان جواب را شنيد. فرشته بار ديگر سخن خود را تکرار کرد. ناگهان سيد بطحا احساس کرد مي تواند لوحي را که در دست فرشته است بخواند. در اين موقع، آياتي را که در حقيقت ديباچه کتاب سعادت بشر است، خواند: «به نام خداوند بخشنده مهربان. بخوان به نام پروردگارت که آفريد. انسان را از علق آفريد. بخوان و پروردگارت کريم ترين کريمان است؛ همان کس که به وسيله قلم آموخت».
+
شجاعت

.: حسين :.
89/3/9
+
زندگي چيدن سيب است بايد چيد و رفت!
زندگي تکرار ثانيه است بايد ديد و رفت!
زندگي رودي است جاري.
هرکس آمد کوزه اي شادمان،
پر کرد، از آن جرعه اي نوشيد و رفت!
سالها مادر بزرگ از شهر شادي قصه گفت،
خود ولي ازغصه هاي روزگار ناليد و رفت!
قاصدک! اين کولي خونه به دوش،
کوچه گردي هاي خود را زندگي ناميد و رفت!

سارا زيبايي
89/2/23